گربه و عموسام و تحول دیجیتالی

گربه و عموسام و تحول دیجیتالی

نوشته شده در نویسنده 647

درک ایرانی تحول دیجیتالی : جستاری در کشف مخاطب

قبل از هرچیز لازم است مروری برآنچه اوضاع فعلی کشور را به ناهنجاری سوق داده و نسبتی که با فضای کسب و کار ایرانی دارد داشته باشیم.

غلط یا درست،منطقی یا غیرمنطقی، مصلحت اندیشانه یا انحصارگرایانه،باید بپذیریم جایگاه فعلی سیاسی،اجتماعی، اقتصادی کشور ما در پازل ژئوپلتیکی به این اندازه آماده گلوبالی شدن نبوده است.

کشور ـ اجتماع ایرانی با موجودیت قدرتمند، اثرگذار و ساختار شکنی به نام انقلاب اسلامی در مواجه است این پدیده اجتماعی ـ سیاسی در پازل و نقشه مدرنیزه گلوبالیسم، خودبرهم زننده نظم نوین دهکده جهانی است .

دهکده جهانی که اکنون به وقوع پیوسته است و ابزارهای دیجیتالی مرزهای جغرافیایی را دیلیت کرده اندو شهروندان این دهکده را مطیع خود ساخته اند. گذشته از آفرینش ابزارهای دیجیتال ـ اجتماعی این دهکده که خاصیت مخدر دارند، ابزارهای دیگری هم برای کنترل این دهکده در لباس کدخدایانی که با علم و دانش وصنعت فوق پیشرفته خود شهروندان را چون رمه به هر سو که بخواهند می رانند، وجود دارد.

از آن جایی که این نقطه گرافیکی(ایران) شهروند مطیع این دهکده نیست . به نظر می رسد نتوانیم تمام دخترخانه زاد او را تصاحب کنیم . به دلایلی که در کنفرانس دوم تحول دیجیتالی خواهیم گفت .

* * *

در حالی که در تدارک محتوایی و لجستیکی دومین کنفرانس حرفه ای تحول دیجیتالی هستیم شاهد گسیختگی لجام دلار و افزایش بی سرومان هزینه های زندگی در کشور و سردرگمی و بهت زدگی صاحبان تولید و صنعت در بخش های گوناگون تهیه و توزیع نیز می باشیم . در این موقعیت به غایت مشمئزکننده،بی سروسامان و زهواردرفته داخلی، زایش، رویش و حرکت کمال گرای تحول دیجیتالی بی هیچ ایستایی و تأخیری درحال انجام وظیفه است . اندیشکده ها و مراکز فوق حرفه ای مشاوره ای چونان کارخانه های تولید فکر،ایده و روند در سایه شرکت های عظیم الجثه ورتیکال که افکار،ایده ها روند ها را در DNA خود می آزمایند و می کاوند نیز بدون اطلاع از سروسامان اقتصادی آزار دهنده و لطیفه وار گربه خاورمیانه، رشد می کنند و به درجات بلوغ خود دست می یازند.

* * *

وضعیت عمومی حال و هوای کسب وکارهای سازمان های بزرگ و متوسط دولتی یا خصوصی پر از ابهام و غیرشفاف است . سایه حاکم بر مدیریت هر کدام از سازمان ها به شدت تحت تأثیر جناح بازی و زدو بندهای سیاسی است . متوسط سنی مدیران شاغل سازمان های مادر و فرزند، حاکی از رخوت و به دور از تحول و نوآورهای امروزه است . غالب بنگاه های اقتصادی در حال ورشکستگی یا با زبان فاخرتر زیان ده هستند. منابع انسانی بسیاری از سازمان ها از استانداردهای استعدادیابی و فناوری های کاربردی استخدام در مسیرنوآوری و رشد پیروی نمی کنند. واحدهای آموزش بدون درک نیاز الزامات مهارتی ناشی شده از سونامی های برهم زننده و وقوع پدیده های نوین کسب و کار مشغول انجام عادت کلاسیک آموزش های بازگشت سرمایه به نرخ گران هستند.

انبوهی از عناوین رویکردها و روش های ریز و درشت مدیریت و مشاوره ای معلق و آویخته بر بند اتاق های مدیران و کارشناسان دیگر جایی برای آویختن نامی دیگر ندارند. و هیچ کس هم برای نوآمده های پرطمطراق تره خرد نمی کند.

TQM،SIX-SIGMA،BSC،AUTOMATION،ERP،BMP،ITIL،COBIT،ایزوهای XوY،مدیریت پروژه های IT،SCM،RFID،TPM،CRM،مدیریت تغییر و الخ … را حتماً حتی برای یک بار هم که شده شنیده اید. اکنون تحول دیجیتالی هم، پابه موجودیت گذاشته است و ترس و نگرانی پیوستن به گروه سالخوردگان قبلی سازمان های (حداقل ایرانی) را فرا گرفته است . روزی شش سیگما نیز داعیه تحول و کنترل هزینه ها و ارتقاء و بهبود فرآیندها را داشت همان گونه که تحول دیجیتالی اکنون دارد.

چه باید کرد؟

ما هستیم و اقتصاد فروپاشیده ده ها سازمان و شرکت ورشکسته و بی تدبیرو صدها واژه و عبارت سترون و مسکوت .

حالا تو بیا و جرأت کن و اندراحوالات تازه واردی سخن بگو که او هم به قصد تغییر و تحول و رشد و ارتقاء آمده است. تحول دیجیتالی . اما این تازه وارد هنجاری متفاوت دارد. آری تحول دیجیتالی سوار بر لودر بر هم زننده خود بدون انتظار و تصمیم گیری، سازمان سنتی را شخم می زند و اگر دیر بجنبد همه را از کار بی کار می کند و ربات هوشمند خود را جایگزینی آن می کند .

تصمیم با خودتان است ؟

نیچه سخنی خطاب به فیلسوفان دارد : “خانه هایتان را در دامنه های کوه آتشفشان بنا کنید” در این میان انحصار اندیشی و کوته بینی مطلوب کسانی است که فقط به عافیت دلار نفتی روتین حقوق ماهیانه خود می اندیشد و گرنه مرگ یک بار ، شیون هم یک بار (باتاسی از گفتارسیدشهیدان اهل قلم مرتضی آوینی)

چالش اوّل : درک تحول دیجیتالی

عده ای از مدیران ما براین باورند که دیجیتالی شدن به معنای خرید و آوردن فناوری ها در سازمان است امّا عده ای دیگر مفهوم را شاید بهتر تعریف کنند و دیجیتالی شدن را به مثابه روشی نوین برای مشارکت و تعامل در مشتری می آورند و عده ای دیگر ظهور دیجیتال را خلق فضایی جدید و هیجان انگیز برای کسب و کار معنا می کنند. قطعاً هیچکدام از این برداشت ها غلط نیستند امّا باید آگاه باشیم این نگرش های گوناگون است که مدیران را گاهاً به اشتباه می اندازد و همین ناهمگونی بی تعارف موجب عدم هماهنگی و دیدگاه اشتراکی استاندارد در راه کسب و کار می گردد. با اینکه مدیران امروز به اهمیت و اثربخشی تحول دیجیتالی پی برده اند و آن را در دستورکار قرارداده اند امّا پیش از هر اقدامی باید درک شفاف و البته مشترکی از معنی دقیق تحول دیجیتالی ابتدا برای خود قائل شوند که البته نتیجه نهایی آن شامل کسب و کارشان گردد.

هنگامی که عبارت یا اصطلاحی به اندازه ای مدام تکرار شود که ذهن ما نتواند معنای آن را پردازش کند، در زبان علمی این حالت را اشباع معنایی می نامند.

باید اذعان بداریم که ما نیز به علت کثرت ِتکرار نیازی که به تحول دیجیتالی وجود دارد به چنین نقطه ای رسیده ایم.

احتمالا یکی از دلایلی که سبب شده معنای دقیق تحول دیجیتالی را ندانیم نه تنها تکرار بیش از حد این مفهوم، بلکه مبهم بودن فراوان آن است.

آنچه از معنای عبارت مزبور می توان فهمید آنست که نه تنها باید کسب و کار خود را با تکنولوژی تطبیق بدهیم، بلکه نیاز به تحول کامل آن هم هست. و همین باعث می شود تا استارتاپ های ِدیجیتالی ای همانند اوبر (Uber) و ایر بی ان بی (Airbnb) کابوس های پایان ناپذیری باشند که بدون توقف در تعقیب بیزنس های آنالوگ هستند و اگر این دسته از بیزنس ها هرچه سریع تر نسبت به تحول دیجیتالی خود اقدام نکنند به پایان می رسند.  عاقبت به خیر شوید.  امیرآقایی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *